تبليغاتX
راهنمای پرواز - يوسف!





















راهنمای پرواز

امیرحسین رجب زاده عصارها

به دانش آموزم، يوسف ب.

كه وقت زيادي ندارد...

فرشته اي را

كه برايت چنگ مي زند، باور كن!

رودها و ميوه ها را باور كن!

و حالا برايم

انشايي از بهار بنويس!



زندگي آنقدر هم چيز جالبي نيست، يوسف!

جاي همه چيز اشتباه مي شود؛

قلب بايد جاي عشق باشد،

يك بار مي بيني

پناهگاه بيماريست!

شانه ي پدر،

بايد پناه باشد،

گاهي مي لرزد!

زندگي،

         مدرسه،

              دانشگاه،

                  ريش پرفسوري

                  مهندسي كامپيوتر،

آنقدر ها هم چيز جالبي نيست!



پنجره اي را

كه رو به نور باز مي شود، باور كن!

و انشايت را براي فرشته ها بخوان...

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت20:36توسط امیر عصارها | |